رسانه
رسانه

ش ت عشقی :: جستجو



ش ت عشقی!

درخواست حذف اطلاعات

اگر در عشقي ش ت خوردی،بدان اصلا عاشق نبودی!ش ت در عشق معنا ندارد





ته ِ خط

درخواست حذف اطلاعات

پلک که بر هم گذاشت جهانش سیاه شدبه یاد ایام جوانی، در عالم رویا، به دنبال خورشید گشتاما حس ِ تلخی بر افکارش چیره شد و همه چیز را تباه کرد؛خمار و تار آ ین پک را به سیگارش زد و سرنگ در رگ؛ و به خواب رفت......در خواب تصویر ش ته خودش را تماشا کرد که چگونه در اب آباد این دنیای شوم درخود مچاله شدهدلش به حال جوانی اش سوخت و به حال عشقي که هیچگاه به آن نرسید..عشقي که فریاد میزد در گوش شـ ، قلب شـ ، ذهن شـ ، روح شـ ، نه!هر بار که سرنگ در رگ فرو میکردو مست و سرد و لایعقل دلش خوش بود که عاشق هست..پس وقتی که محال غیرممکن شد، آه سردی کشید و با بیزاری از خویشتن تن به پرواز دادکرم ابریشمی که در آرزوی پروانه شدن سوخت و سوخت و سوخت و در آ جان داد. لینک منبع: http://maah-e-man. /





والایار

درخواست حذف اطلاعات

از خواب برگشتم به تنهایی پل میزنم از تو به زیبایی چشمامو میبندمو میبینم دنیا رو با چشم تو میبینم دنیای من با عشق در ره عشقي که تو نباشی میمیره عشقي که تو دست تو گل داده عشقي که به دست من افتاده تو مثل من رویاتو میبافی با دست من موهاتو میبافی خورشیدو با چشمات روشن کن یکبار ماهو قسمت من کن من پشت این پنجره میشینم بارونو تو چشم تو میبینم عیبی نداره چشمتو وا کن عیبی نداره باز غم نم بازی نکن با قلب داغونم من آ بازی رو میدونم حیفه بخوایم از هم جدا باشیم من خیلی وقته با تو هم خونممنبع: http://boghze2tai. /





والایار

درخواست حذف اطلاعات

از خواب برگشتم به تنهایی پل میزنم از تو به زیبایی چشمامو میبندمو میبینم دنیا رو با چشم تو میبینم دنیای من با عشق درگیره عشقي که تو نباشی میمیره عشقي که تو دست تو گل داده عشقي که به دست من افتاده تو مثل من رویاتو میبافی با دست من موهاتو میبافی خورشیدو با چشمات روشن کن یکبار ماهو قسمت من کن من پشت این پنجره میشینم بارونو تو چشم تو میبینم عیبی نداره چشمتو وا کن عیبی نداره باز غمگینم بازی نکن با قلب داغونم من آ بازی رو میدونم حیفه بخوایم از هم جدا باشیم من خیلی وقته با تو هم خونممنبع: http://boghze2tai. /





اهنگ مورد علاقه ترنمم+لینک ..

درخواست حذف اطلاعات

از خواب برگشتم به تنهایی پل میزنم از تو به زیبایی چشمامو میبندمو میبینم دنیا رو با چشم تو میبینم دنیای من با عشق درگیره عشقي که تو نباشی میمیره عشقي که تو دست تو گل داده عشقي که به دست من افتاده تو مثل من رویاتو میبافی با دست من موهاتو میبافی خورشیدو با چشمات روشن کن یکبار ماهو قسمت من کن من پشت این پنجره میشینم بارونو تو چشم تو میبینم عیبی نداره چشمتو وا کن عیبی نداره باز غمگینم بازی نکن با قلب داغونم من آ .. بازی رو میدونم حیفه بخوایم از هم جدا باشیم من خیلی وقته با تو هم خونممنبع: http://gnmb. .. /





وقتی مردی به شما می گوید دوستت دارم، در اصل به چه چیز فکر میکند؟

درخواست حذف اطلاعات

واژه ی «عشق» شکل ها و مفهوم های مختلفی به خود می رد. از نوشتن عاشقتم های عادی در پیام هایی که به دوستانتان می دهید تا عشقي که به اعضای خانواده تان دارید، عشقي که بهترین دوستتان دارید و یک عشق بسیار بسیار عمیق تر و صمیمانه تر ممکن است به یک نفر از جنس مخالفمان داشته باشیم. نوع عشقي که از هیچ راهی به جز نگاه در چشمان طرف مقابل و گفتن «دوستت دارم» نمی توانید ابرازش کنید.منبع: http://life-is-too-short. /





درد بی عشقی

درخواست حذف اطلاعات

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کردخواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت درد بی عشقي ما دید و دریغش آمدآتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت من سوخته ی ما به چه کارش می خوردکه چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت رفت و از گریه ی توفانی ام شه نکردچه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کندآن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوشعقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفتمنبع: http://simorghsorkh2. /





وصیت نامه

درخواست حذف اطلاعات

بالا ه نوشتن وصیت نامه هم تمام شد و تقریبا تمام کارهام رو انجام دادم جز یک کاری که خیلی دلم میخواست اونم تموم کنم اما اون موند برای بعد از کربلا و بشرط حیات و اگر توفیقی بود ان شاالله از المومنین علی علیه السلام میگیرم واگر نه، ان شاالله خدا توفیق شهادت در این مسیر رو نصیبمون کنه. میخواستم بخشی از وصیت نامه رو بزارم اما منصرف شدم امروز هم که گذشت به امید خدا پرواز داریم ا ین پستم رو عمری بود پنجشنبه میزارم و ... خداحافظ... تو این چند روز از دلتنگی و ...... هعیییییییییی بگذریم.... و معلومه که این عشق چند طرفه ست بالا ه هر ی به فکر خودشه و به فکر بهترین راه برای زندگی خودش درباره عشق نمیخوام چیزی بگم فقط میگم که خدااااااااااا این عشق رو به بهترین مسیرش برسون عشقي که خدا خودت از همه بیشتر اگاهتری و میدونی که چیه... عشقي که سوای تمام عشق هاست خدایا فقط خودت...منبع: http://hamnafasbatooo. /





بازی نکن با قلب داغونم/ من آ .. بازی رو میدونم

درخواست حذف اطلاعات

از خواب برگشتم به تنهایی پل میزنم از تو به زیبایی چشمامو میبندمو میبینم دنیا رو با چشم تو میبینم دنیای من با عشق درگیره عشقي که تو نباشی میمیره عشقي که تو دست تو گل داده عشقي که به دست من افتاده تو مثل من رویاتو میبافی با دست من موهاتو میبافی خورشیدو با چشمات روشن کن یکبار ماهو قسمت من کن من پشت این پنجره میشینم بارونو تو چشم تو میبینم عیبی نداره چشمتو وا کن عیبی نداره باز غمگینم بازی نکن با قلب داغونم من آ .. بازی رو میدونم حیفه بخوایم از هم جدا باشیم من خیلی وقته با تو هم خونممنبع: http://fajr9192. .. /





درد بی عشقی

درخواست حذف اطلاعات

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کردخواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت درد بی عشقي ما دید و دریغش آمدآتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت من سوخته ی ما به چه کارش می خوردکه چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت رفت و از گریه ی توفانی ام شه نکردچه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کندآن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوشعقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفتمنبع: http://simorghsorkh2. /





معمولاً به تو فکر می کنم خدا ...

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم سلام دلم گرفته و وقت نیست برای پیدا آهن که مناسب تر باشد برای اینکه از عشقي حرف بزنم که می خواهمش از عشقي که دیر شده است و تنهایی و استمرار ج که هر روز بی منطق انتظار می کشم سرآمدش را ... امید منطق نمی خواهد خدا ... یا حسین ... هم خدا را گفتم هم اربعین هم انتظار تو را یا صاحب ا مان ... فقط خدا کند توبه ام نشکند . منبع: http://p0manoeshgham. /





پایــیز

درخواست حذف اطلاعات

پیراهنی پوشیده ام از جنسِ پاییز سُرخ است و زرد است و طلایی و تب ان ز با خش خشِ تـُرد قدم هایِ قشنگت از چشمِ من سُر می خورد ماهِ شباویز می آیی از سمتی که می بارد طراوت می باری از احساسِ گرمی حادثه خیز تاوانِ شیرینِ سکوتی عاشقانه ست پاشیدنِ قلبِ من از عشقي غزل ریز خواب از منِ شوریده پر داده خی بیهوده تر طی می شود بیداریم نیز صبح است و گـُل هست و نسیمی عطر آ ن من هستم و یادِ تو و عشقي بلاخیز. علی کــــیانلویی منبع: http://kianluei. /





حرف دل

درخواست حذف اطلاعات

میدونستم سر حرفش نمی مونه لحظه هامو میسوزونه شب عاشق با عذابه قزص ماهش قزص خوابه ترسم از فردای بی عشقي بیدارم امشب. درد من دنیای بی عشقي بیمارم امشب من و این شب من و این شب یه جهان غمگین و بی تابم از این دل کندن ادما وقتی غمگینن تنهاتر میشن . تک .و تنها دل تنگم گله کم کن رو به مرگم کمکم کن ذردو کن من گناهم سادگی بود ساده بودن بچگی بودمنبع: http://madarkhande. /





احساس ابزاری

درخواست حذف اطلاعات

مهربانم می شود دوستت دارم را هجی کنی ؟ نه به سبک امروزی ها نه به سبک این خورد عقلان بزرگ پیکر به سبک جوانی های خودمان به سبک آن روز ها که هنوز حیا ارزش داش مهربانم بیا عشق را بین خودمان تقسیم کنیم باز هم به سبک دورانی که عشق زیبا ترین کلام عالم بود مهربانم دلم می خواهد باز هم در آسمان قلبت قدم بزنم و روی رنگین کمان هفت رنگ عشقمان لحظه های عاشقی را نقاشی کنم مهربانم بیا سری به سرزمین عشقمان بزنیم بیا ببینیم چه د با عشقي که تا زمانی پاک بود و امروز هر ی برای رسیدن به آنچه که عشق می نامد اما هوسی بیش نیست آبرو به مزایده می گذارد مهربانم وقتی به جوان های سرزمینم می نگرم که اینگونه احساس یکدیگر را در میان آدمها ارزان می فروشند تعجب می کنم اگر عشق تنها راه رسیدنشان به این اه شوم است پس نباید نامش را عشق بگذارند باید بگویند احساس ابزاری چرا که این نوع احساس ابزاریست برای گزراندن لحظه های





معمولاً به تو فکر می کنم خدا ...

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم سلام دلم گرفته و وقت نیست برای پیدا آهنگی که مناسب تر باشد برای اینکه از عشقي حرف بزنم که می خواهمش از عشقي که دیر شده است و تنهایی و استمرار ج که هر روز بی منطق انتظار می کشم سرآمدش را ... امید منطق نمی خواهد خدا ... یا حسین ... هم خدا را گفتم هم اربعین هم انتظار تو را یا صاحب ا مان ... فقط خدا کند توبه ام نشکند . منبع: http://p0manoeshgham. /





شعرترکی (مجنون)

درخواست حذف اطلاعات

اوتدا قلبیم یانیرالله یارنجه بیگانه اولوب اوت تکی عشقي دوشوب لومه ویرانه اولوب گورنجه عشقي دوشوب باشیمه یارب بوگجه مجنوناکیمسه باخارسا دیب دیوانه اول یارن اوزعشقي ادیب دور منی مجنون بیلیرم اماحیف اولسون کی یاربیلمدی ا ددی دیوانه اولب مجنونمنبع: http://shear-man. /





شعرترکی (مجنون)

درخواست حذف اطلاعات

اوتدا قلبیم یانیرالله یارنجه بیگانه اولوب اوت تکی عشقي دوشوب لومه ویرانه اولوب گورنجه عشقي دوشوب باشیمه یارب بوگجه مجنوناکیمسه باخارسا دیب دیوانه اول یارن اوزعشقي ادیب دور منی مجنون بیلیرم اماحیف اولسون کی یاربیلمدی ا ددی دیوانه اولب مجنونمنبع: http://shear-man. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

از خواب برگشتم به تنهایی پل میزنم از تو به زیبایی چشمامو میبندمو میبینم دنیا رو با چشم تو میبینم دنیای من با عشق درگیره عشقي که تو نباشی میمیره عشقي که تو دست تو گل داده عشقي که به دست من افتاده تو مثل من رویاتو میبافی با دست من موهاتو میبافی خورشیدو با چشمات روشن کن یکبار ماهو قسمت من کن من پشت این پنجره میشینم بارونو تو چشم تو میبینم عیبی نداره چشمتو وا کن عیبی نداره باز غمگینم بازی نکن با قلب داغونم من آ بازی رو میدونم حیفه بخوایم از هم جدا باشیم من خیلی وقته با تو هم خونم × خونه × دلم یه جوریه، اما پر از صبوریه منبع: http://marzegomshode. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

ترجیح میدهم به پلیدی ها فکر نکنمروزی می رسد که من در آستانهء دو قضاوت بر اندوه تمام کارهای نکرده خواهم گریستو آن روز دیگر هیچ چیز به کارم نمی آید حتی همان دو بالِ بافتنی دوخته شده بر شانه هایممرا قضاوت که خواهد کرد جز انوار لایزال و بی منت اش؟!آرام بگیر روح من... هراسی نیست، عشقي هست#آذیــــــــــن منبع: http://aziin24. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

ترجیح میدهم به پلیدی ها فکر نکنمروزی می رسد که من در آستانهء دو قضاوت بر اندوه تمام کارهای نکرده خواهم گریستو آن روز دیگر هیچ چیز به کارم نمی آید حتی همان دو بالِ بافتنی دوخته شده بر شانه هایممرا قضاوت که خواهد کرد جز انوار لایزال و بی منت اش؟!آرام بگیر روح من... هراسی نیست، عشقي هست#آذیــــــــــن منبع: http://aziin24. /





در جستجوی عشقی لطیف تر و حقیقی تر از عشق من باش

درخواست حذف اطلاعات

دوستت داشتم گویی هنوز هم دوستت می دارم و این احساس مدتی پابرجاست اما بگذار عشقم بیش از این تو را نیازارد آرزویم این نیست که سبب درد و رنج تو باشم دوستت داشتم و با تو شناختم نومیدی را رشک و شرم را ، اگرچه بیهوده در جستجوی عشقي لطیف تر و حقیقی تر از عشق من باش چرا که خدا به تو بخشیده فرصت دوباره عاشق شدن را #ال اندر_پوشکین پی نوشت:دلنوشته ای شیرینمنبع: http://naparhizgar. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

هیچ عشقي در چشمانشان به چشمم نمی آید جز اینکه آدم هستند و ... هیچ چیزی ذوق مرگم نمی کند این روزها هیچ شوقی در میانه نیست همه جا خا تریه چه مرگم شده آن قبلی ها را می بینم دلم پر می زند ... کاری به این کارها ندارم انگار که مرده ام و خودم خبر ندارم ... روزهای شلوغ باری است گوش هوشم را کر کرده اند ... دلم عشق می خواهد ... حال دلمان خوب نیست ... من آدم این روزهای بی عشقي نیستم ... چقدر دنیا جلو چشمام پوچه بی اثره و خنثی آه ای خدای دنیا ...منبع: http://sarabebavarha. /





عشق آمد دل آدم را مجنون کرد

درخواست حذف اطلاعات

عشق آمد دل آدم را مجنون کرد در همان بدو ورود جگرش را خون کرد جدال با عقل را از راه نرسیده آغاز نمود به خدا قسم سرشت آدم را بی قانون کرد آدم، خسته از درد فراق، مانده از راه دراز زد عشق را در دل خود مدفون کرد اشک مجنون زیر بار عشق در قلب مروارید شد و ریتم قلب را با مضمون کرد آ دم عاشق زجهان بار گرانی بر بست این دُر نهان اورا ز خدا هزار بار ممنون کرد من ماندم بین عشقي که دنیایم را میمون کرد یا ترک عشقي که عالم دینم بهشت را بدان مدیون کرد خدا بیامرزد پدر دینی را که بهشت را برای بعضی، آب و نون کرد عشق آمد دل آدم را مجنون کرد آدم عاقلِ مارا زبهشت بیرون کرد منبع: http://reihaneasadi. .. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

یه صبی بی اوسها دادا بی،صب زی راس ومبی و ی میخوند و ا خوبیش بچکو بونگ میزه ، یادم هسی میشگُ دا جمشید پوبه ناشتا بخو دیرت نه وبو نون تیری بی و گردو وعسل ، امو انگُر کودی گرمی ا همی بختر بی ، یه هفهش تیش ا ت جیب میچپنی ، یهم ا سی مدرست ، یه صبی بی اوسها ، مامو ناشتا میخه ، دیم عشقي ک حواسی مه نبی ، دیم یه شعر قشنگی ک دگه سیمو نمی، مامه ناشتا میخه، دیم دادا ، بچکو، کر مَقّل ، پوی تش ، یاد ببه م نیسی، او زی ره ، یاد چشمی تر دیمم اومو هسی مه هنی، ک چقد سختی بی ، و چه سنگینی بی ، بار تینایی و گپ ما ، مامه هر رو میدیت ، کمری تا ومبو ، زیر باری که ن در حدی بی ، اومو عشقي ت دلی بی دیمو، غوف و شوری ت سری بی سیمو ، ک هنی تا ک هنین ، دلمو سیش تنگ ومبو مامه ناشتا میخه ، دیم دادا ، بچکو، کر مَقّل، پوی تش، و چه طومی میدا، وچقد میچسبس، اُمو طومی نه ا نو بی و تش و پیش و چهی ، یا ا گر





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

امشب تمام عاشقان رادست بسر کن عزیزم امشب را بامن سحر کن بشکن سر من کاسه ها و کوزه ها را کج کن کلاه ،دستی بزن، مطرب خبر کن گلهای شمعدانی همه شکل تو هستند رنگین کمان را بر سر زلف تو بستند تا طاق ابروی بت من تا به تا شد دُردی کشان پیمانه هاشان را ش تند یک چکه ماه افتاده بر یاد تو و وقت سحر....... این خانه لبریز تو شد شیرین بیان حلوای تر........... تو میر عشقي عاشقان بسیار داری پیغمبری با جان عاشق کار داری امشب تمام عاشقان رادست بسر کن یک امشبی با من بمان بامن سحر کنمنبع: http://farimasahar. /





اشعارم

درخواست حذف اطلاعات

چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دیدچتر ها را باید بست، زیر باران باید رفتفکر را، خاطره را، زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفتدوست را زیر باران باید دید،عشق را زیر باران باید جستسهراب سپهری_______ چشم هایم را شستم جور دیگر هم دیدم این شد که چترم را بستم ،زیر باران رفتم با خود اما همه ی مردم این شهر را بردمو در آن همهمه ی بی خبری همه بودند جز تو، بارها جُستم اما ندیدم عشقي.. خاطراتت خیس شد فکرت نیست شد ،باران بند آمد همه مردم رفتند من ماندم و چتری بسته خاطراتی خیس عشقي دور وفکری نیست... بهاره حجتیانمنبع: http://baharehhojatian. /





اشعارم

درخواست حذف اطلاعات

چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دیدچتر ها را باید بست، زیر باران باید رفتفکر را، خاطره را، زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفتدوست را زیر باران باید دید،عشق را زیر باران باید جستسهراب سپهری_______ چشم هایم را شستم جور دیگر هم دیدم این شد که چترم را بستم ،زیر باران رفتم با خود اما همه ی مردم این شهر را بردمو در آن همهمه ی بی خبری همه بودند جز تو، بارها جُستم اما ندیدم عشقي.. خاطراتت خیس شد فکرت نیست شد ،باران بند آمد همه مردم رفتند من ماندم و چتری بسته خاطراتی خیس عشقي دور وفکری نیست... بهاره حجتیانمنبع: http://baharehhojatian. /





دو !

درخواست حذف اطلاعات

لحظه ای و فقط لحظه ای، روحم پر کشید؛ جسمم جان داشت اما، عشقي فرا زمینی، عشقي جاودان و سرشار وجودم را در بر گرفت، مرا برد با خود، به اوج، به آنجا که زبان قاصر است از وصفش، آنجا که لال می شوی ُ کور ُ کر می شوی. من اما، نه روی زمین بودم و نه در آسمان، معلق بودم؛ بی دفاع، عاشق، زبانم لال است از وصفش؛ فقط لحظه ای عشق بود ُ اشک ُ دلتنگی ... حال آن لحظه ی مرا تنها عارفان می دانند ُ بس. مولانا با این عشق اگر شا ار نمی آفرید، عجیب بود. شا ار مولاناست حال آن لحظه هایی از من که پُر است از عرفان. با تجربه ی این عشق است که با تمام وجود مرگ را می خواهی؛ اما فقط لحظه ایست. مولانا چگونه با وجود این عشق میزیسته ؟ مگر زیستن ممکن می شود با وجود آن حال ناب ؟ مگر می توانی آب ُ نان بخوری ُ روح خود را به لذت های پَست زمین بیالایی ؟





رویا

درخواست حذف اطلاعات

از خواب برگشتم به تنهاییپل میزنم از تو به زیباییچشمامو میبندمو میبینمدنیا رو با چشم تو میبینمدنیای من با عشق در رهعشقي که تو نباشی میمیرهعشقي که تو دست تو گل دادهعشقي که به دست من افتاده تو مثل من رویاتو میبافیبا دست من موهاتو میبافیخورشیدو با چشمات روشن کنیکبار ماهو قسمت من کن من پشت این پنجره میشینمبارونو تو چشم تو میبینمعیبی نداره چشمتو وا کنعیبی نداره باز غم نمبازی نکن با قلب داغونممن آ بازی رو میدونمحیفه بخوایم از هم جدا باشیممن خیلی وقته با تو هم خونممنبع: http://pesarayeabi. /





تعبد ...

درخواست حذف اطلاعات

خدایا ! چنان عشقي به من عطا کن ، که بدانم تو تنها محبوب واقعی هستی ! عشقي ممتاز و بی نظیر !چنانکه تفاوت آن با دیگر محبت ها ، مانند تفاوت دنیا و آ ت ، ... باشد !چنانکه عشق فقط با تو معنا شود ! من از شاعران ، غزل سرایان ، حماسه سرایان ، ... گله دارم که عشق را که ویژه ی تو بود ، به هر ی نسبت دادند !و در ذهن آدمیان اینگونه آمد که : که هم می توان عاشق خدا شد و هم دیگری ! وحال آنکه که عشق ، فقط از آن تو بود !که رب الارب و بیتاب کمال مطلق !و هر مربوبی را از شراره ی عشق خلق کرده ای ! همه تو را می خوانند ، هر چند خود نمی دانند !منبع: http://mahtabi-nazanin. /





تولدت مبارک

درخواست حذف اطلاعات

امروز تولد یه ک همه زندگیمه تولد ی که مهربونیش همیشه تو خاطرمه ن کاری ک با قلبم کرد امروز تولد عشقمه عشقي ک هیچ وقت نتونسم درس حس بهش بگم عاشقشم عشقي ک دنیامه ولی دنیاش نبودم عشقي ک پاکه زلاله مث بارون عشقي ک هیچ وقت نتونستم بهش بگم تولدت مبارک. ولی میخام بدونه بی اون زندگی نمیکنم فقط نفس میکشم اهای عشقم یکی یدونم دوست دارم تولدت مبارک (پسر تنها)منبع: http://hosseinkeshavarzi. /





ائله باخما اینجییه رم

درخواست حذف اطلاعات

ائله باخما اینجییه رمیاراسی وار اوره ییمینیاری بؤلوب آپاریبسانپاراسی وار اوره ییمین سن سیز قلبیم هئچ گؤلمه میشآخان گؤز یاشیم سیلمه میشحسرت دن ده خال دوشمه میشهاراسی وار اوره ییمین؟ بو بهمنین ایلکی عشقيبیرجه سنسن قلبینده کیائل بیلیر کی سنی تکیچاراسی وار اوره ییمین. بهمن وطن اوغلو منبع: http://kajar. /





درد عشقی کشیده ام که مپرس

درخواست حذف اطلاعات

غروب اسفند ۱۳۴۴ شمسی، رنجِ سال ها مطالعه و تحقیق، دهخدا را از پای در آورده بود. اینک همه خاموش نشسته و پیر را تماشا می د. هر چند لحظه یک بار به ح سستی و ضعف در می آمد. در یکی از همین لحظات سکوت را ش ت و گفت: «که مپرس»! محمد معین پرسید: منظورتان شعر حافظ است؟ دهخدا گفت: بله! معین گفت: می خواهید برایتان بخوانم؟ دهخدا گفت: بله! معین دیوان حافظ را برداشت و خواند:درد عشقي کشیده ام که مپرس/ زهر هجری چشیده ام که مپرس گشته ام در جهان و آ کار/ دلبری برگزیده ام که مپرس...بی تو در کلبه گ خویش/ رنج هایی کشیده ام که مپرس... اندکی پس، دهخدا بیهوش شد، روز بعد به دیدار پروردگار شتافت و در ابن بابویه آرام گرفت.منبع: http://gorizgah. /





تولدت مبارک

درخواست حذف اطلاعات

امروز تولد یه ک همه زند مه تولد ی که مهربونیش همیشه تو خاطرمه ن کاری ک با قلبم کرد امروز تولد عشقمه عشقي ک هیچ وقت نتونسم درس حس بهش بگم عاشقشم عشقي ک دنیامه ولی دنیاش نبودم عشقي ک پاکه زلاله مث بارون عشقي ک هیچ وقت نتونستم بهش بگم تولدت مبارک. ولی میخام بدونه بی اون زند نمیکنم فقط نفس میکشم اهای عشقم یکی یدونم دوست دارم تولدت مبارک (پسر تنها)منبع: http://hosseinkeshavarzi. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دوستان من پیشنهاد میکنم در ش تای عشقي به حامد پهلان اقتدا کنید





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

وقتی یک نفر با سنگدلی تمام بگوید اگر چنین باشد بلاک خواهی شد! قلب تان یک جور خاصی می شود. یک کم درد می گیرد درواقع. با خودتان می گویید عجب رسمی دارد زمانه! دل تان نمی خواهد خاری به دست یک نفر نیم میلی متر فرو برود و او با قساوت شاخ و شانه می کشد البته و صدالبته شرایط هردوی ما هیچ مساعد نیست. از طرف دیگر دلم برای همنام هم می سوزد. او پاسوز ش ت های عشقي من و الف شده است. یک جور ابزار. کششم به الف کلافه ام می کند. از طرفی هم بازگشت به او برایم ریسک بالایی دارد. از فکر به ترک شدن های سابق هم دست و دلم می لرزد. زن که باشی، گربه هم باشی، سرگردان هم باشی دلت یک جای امن و کم دغدغه می خواهد. حالا عشقي هم نبود، نبود! این همه مردم، بی عشق مرده اند؟! منبع: http://lode-star. /





رویا

درخواست حذف اطلاعات

از خواب برگشتم به تنهایی پل میزنم از تو به زیبایی چشمامو میبندمو میبینم دنیا رو با چشم تو میبین دنیای من با عشق درگیره عشقي که تو نباشی میمیره عشقي که تو دست تو گل داده عشقي که به دست من افتاده تو مثل من رویاتو میبافی با دست من موهاتو میبافی خورشیدو با چشمات روشن کن یکبار ماهو قسمت من کن من پشت این پنجره میشینم بارونو تو چشم تو میبینم عیبی نداره چشمتو وا کن عیبی نداره باز غمگینم بازی نکن با قلب داغونم من آ .. بازی رو میدونم حیفه بخوایم از هم جدا باشیم من خیلی وقته با تو هم خونممنبع: http://shabe-marde-tanha. .. /





داستانک عشقی؟ عشق کجا بود بابا

درخواست حذف اطلاعات

توی بازارچه داشتیم قدم میزدیم بغض کرده بودم و نفسم بالا نمی آمد بد عنق و عصبی به نظر می آمدم بی حوصله و ورش ته و ش ت عشقي خورده دوشادوش اش راه میرفتم یه لحظه زیر بازارچه گفتم دست مو میگیری؟ آروم دستامو گرفت خیلی دستاش گرم و مر دونه بود گفت یه شعر برام میگی:گفتم یه شعر و پته پته انگار مغزم خالی بود گفت یه شعر یه چیزی از خودت با خودم گفتم مگه بلدم؟و باز ت شدم لام تا کام حرف نمیزدم گفت کجایی؟ چرا چیزی نمیگی؟ به چی فکر میکنی گفتم هیچی گفت چرا اینقدر تی گفتم هیچی چیزیم نیست فقط قدم زدن کنار تورو دوست دارم بعد اشک آروم از کنار چشام پایین اومد نگام کرد و گفت دیوونه... منبع: http://zanitanhawador. /





درد عشقی کشیده ام که مپرس

درخواست حذف اطلاعات

غروب اسفند ۱۳۴۴ شمسی، رنجِ سال ها مطالعه و تحقیق، دهخدا را از پای در آورده بود. اینک همه خاموش نشسته و پیر را تماشا می د. هر چند لحظه یک بار به ح سستی و ضعف در می آمد. در یکی از همین لحظات سکوت را ش ت و گفت: «که مپرس»! محمد معین پرسید: منظورتان شعر حافظ است؟ دهخدا گفت: بله! معین گفت: می خواهید برایتان بخوانم؟ دهخدا گفت: بله! معین دیوان حافظ را برداشت و خواند:درد عشقي کشیده ام که مپرس/ زهر هجری چشیده ام که مپرس گشته ام در جهان و آ کار/ دلبری برگزیده ام که مپرس...بی تو در کلبه گ خویش/ رنج هایی کشیده ام که مپرس... اندکی پس، دهخدا بیهوش شد، روز بعد به دیدار پروردگار شتافت و در ابن بابویه آرام گرفت.منبع: http://gorizgah. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

قلبم خالی شده مثل قفسی که پرنده اش فرار کرده.مثل خانه ای که صاحبش یک روز رفته و دیگر هرگز برنگشته.مثل سرزمینی که مردمش کوچ میکنند.مثل کودکی که مادرش دیر کرده.مثل زاینده رود که خشک شده.قلبم خالی شده.یک خالی بزرگ،تا چشم کار میکند برهوت.آنقدر خالی که هیچ حسی هیچ عشقي هیچ آدمی دیگر سرشارش نمیکند.مثل تنگ آبی که سوراخ شده،هرچه از بالا آب بریزی از پایین خالی میشود.قلبم آن بیمار مرگ مغزی شده ایست که عزیزانش اجازه ی اهدای اعضایش را نمی دهند.قلبم زن افسرده ایست که صبح ها شوهرش را با لبخند راهی میکند و دوباره برمی گردد به رختخواب و اشک می ریزد.قلبم ویرانه ایست به جا مانده از جنگی سخت.آبادان است قلبم بعد هشت سال جنگ تحمیلی.منبع: http://zendegiedgari. /