رسانه
رسانه

شبیه خانه ای که زنی دوستش دارد :: جستجو



مجنون لیلی

درخواست حذف اطلاعات

به انبوده کاغذ هایی که روی میزمه نگاه می کنم .گوشیم رو چک می کنم و به این فکر میکنم که این برنامه ، ننوشتنی است و به ناسزا میگم. دو ثانیه بعد می فهمم کجا اشتباه و حرفم رو پس می گیرم. دوباره به کاغذای روی میز خیره میشم و فکر می کنم : دوستش دارم. همه اتفاق های بد احتمالی همون لحظه به ذهنم هجوم میارن. دوستش دارم. اگه ...؟ دوستش دارم. اگه ... ؟ میگم دوستش دارم. دیدی اون دفعه چی شد؟ دوستش دارم. ...؟ دوستش دارم.





شبیه خانه ای که زنی دوستش دارد.

درخواست حذف اطلاعات

خبر کوتاه بود. مثل همه‌ی خبرهای بد. یا خبرهایی که می‌ترسی بد باشند. نمی‌شود طول و بسطشان داد. برای اینکه حواس خودم را پرت کنم شروع به مرتب خانه. لباسها. ظرفها. گلدانها. گلدان نارنجی تازه را در بالکن آویزان . آن یکی را گذاشتم بالا. برگهای پتوس آویزان شد. نگاه به برگها. نه نباید فکر کنم. رختهای شسته را آویزان . ملافه‌ها را عوض . ملافه‌های تمیز را تا و گذاشتم توی کشو. تخت را جمع . ‌ها را زدم کنار. پایم را گذاشتم روی شعاع نور. لاک سرخ لب پر شده بود. کاش استن داشتم که لاک کهنه را پاک کنم و لاک تازه بزنم. کاش می‌شد که فکر نکنم. کاش آنقدر کار داشتم که تا شب حواسم پرت می‌ماند. دیگر اما کاری برای من نمانده بود. خانه در صلح زیر آفتابش لمیده بود. گیاهها سیرآب بودند. گلدان تازه روی بندش تاب می‌خورد. خانه شده بود شبيه خانه‌ای که زني دوستش داشت. در را که





مجنون لیلی

درخواست حذف اطلاعات

به انبوده کاغذ هایی که روی میزمه نگاه می کنم .گوشیم رو چک می کنم و به این فکر میکنم که این برنامه ، ننوشتنی است و به ناسزا میگم. دو ثانیه بعد می فهمم کجا اشتباه و حرفم رو پس می گیرم. دوباره به کاغذای روی میز خیره میشم و فکر می کنم : دوستش دارم. همه اتفاق های بد احتمالی همون لحظه به ذهنم هجوم میارن. دوستش دارم. اگه ...؟ دوستش دارم. یادت نیست اون دفعه چی شد؟ میگم دوستش دارم. ...؟ دوستش دارم.





۳۶۷. جوونا چجوری باید از خدمات پزشکی تشکر کنن؟؟ :دی

درخواست حذف اطلاعات

ب خونه دوست آقای پدر بودیم. آقای پدر با یه لبخند عجیبی هی به دوستش میگفت: آخ کاش منم شده بودماااا دوستش: کوتاه بیا آقای پدر!!! خانم دوستش: جریان چیه؟!! دوستش: یه پیرزنه... آقای پدر: یه خااااانمه! دوستش: ای بابا! پیر هم خانمن خب!! ... اذان ... دوستش: پاشین پاشین افطار کنین تا بحث عوض بشه!! :)) آقای پدر رفت وضو بگیره. دوستش حول حولکی رو به خانمش: بذار من خودم زود بهت بگم تا شر نشده! یه پیرزني رو دو سال پیش عمل ، عملشم خیلی خطرناک بود و احتمال مرگش زیاد بود. حالا هر بار میاد منو میبوسه!!!! :| خانمش: هاااا همون که بهت میگه "بَبِه ی جونی"*؟!!! اون عیب نداره! :))) +پیر رووووو!!!! :))) * یه چیزی تو مایه های "عزیز دلم" .... معمولا ا اینو به بچه ها یا نوه هاشون میگن.





سخت میشود

درخواست حذف اطلاعات

گاهی سخت می شود … دوستش داری و نمی داند دوستش داری و نمی خواهد دوستش داری و نمی آید دوستش داری و سهم تو از بودنش فقط تصویری است رویایی در سرزمین خی دوستش داری و سهم تو از این همه ، تنهایی است ....





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دوستت دارد و از دور کنارش هستیروی دیوار اتاق و سر کارش هستیآ ین شاعر دیوانه تبارش هستیدل من، ساده کنم، دار و ندارش هستی دوستش داری و از عاقبتش با خبریدوستش داری و باید که دل از او نبریدوستش داری و از خیر و شرش میگــُذریدل من، از تو چه پنهان که تو بسیار ی دوستت دارد و یک بند،تو را می خواهددوستت دارد و در بند تو را می خواهدهمه ی زندگی ات چند؟ تو را می خواهددل من، گند زدی گند، تو را می خواهد شعر را صرف ِ همین عشق ِ پریشان کردیهمه ی زندگی ات را سپر ِ آن کردیدوستش داری و پیداست که پنهان کردیدل من،هر چه غلط بود فراوان کردی دوستت دارد و از این همه دوری غمگیندوستت دارد و توجیه ندارد در دیندوستت دارد و دیوانگی ِ محض است ایندل من، لطف بفرما سر جایت بنشین لب تو از لب او شهد و عسل می خواهدلب او از تو فقط شعر و غزل می خواهددوستت دارد و از دور بغل می خواهددل من، این همه خوان،رستم ِ یل می خواهد





قهوه تلخ

درخواست حذف اطلاعات

مهربون با دوتا از دوستهاش به پیشنهاد من در قهوه خانه نزدیک خانه مان قرار گذاشته بود. می خواست مهمانشان کند.  گفت یکی از دوستهاش قبول نکرده و خودش برای سفارش خودش حساب کرده بود. چقدر من خوشم میاد از این نوع آدمهای خوش حساب که سوءاستفاده نمی کنن و سعی می کنن بارشون رو خودشون حمل می کنن.مهربون از گذاشتن شکر زیاد در قهوه یکی از دوستهاش خیلی متعجب شده بود. می گفت بهش گفته قهوه باید تلخ باشه اما دوستش اصرار کرده که نه باید شیرین شیرین باشه. تعجب کرده بود از اینکه این دوستش فرزند یک پدر و مادر هست و اینگونه شکر زیاد استفاده می کنه. راست می گفت. در اینباره با مادر دوستش صحبت کردیم و او اطلاعات زیادی در این مورد نداشت. همیشه در خانه نوشابه های مختلف دایت و غیر دایت دارن. 





دور...

درخواست حذف اطلاعات

ی که تو دوستش نداری..هیچ دیگه هم دوستش نداره... ی که تو توی دنیاش نیستی...دنیای غریبش پر از رهگذره...بی هیچ بومی.... ی که تو دوستش نداری...خیلی مضطره...خیلی...





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

تو می تونی بهم بگی بذارش کناراما نمی تونی بگی دوستش نداشته باش !حتی نمی تونی بپرسی با وجود همه بدیایی که کرد چرا باز دوستش دارم ... ؟!می دونی این دو تا هیچ ربطی به هم ندارن !شبيه دلی که ش ته اس ... اما تنگ !شبيه خاطره ای که تلخه ... اما عزیز !شبيه رویایی که کوتاهه ... اما شیرین ! دوست داشتن همینه ! یه حس ساده و بی دلیله ...از عشقای بزرگ حرف نمیزنم !از یه حس ناخودآگاه، یه هیجان شیرین میگم ...شاید بگی یه روز تموم میشهآره شایدولی تا اون روز نمی تونی بگی دوستش نداشته باش ... !منبع: http://hieva. /





«آرمان» 12 میلیون برای می خواهد

درخواست حذف اطلاعات

به هواخواهی دوستش رفته بود. تنها ١٦ سال داشت و در اوج نوجوانی بود. حتی به فکرش هم نمی رسید حمایت از دوستش باعث مرگ انسانی شود. دوستش هم برای دفاع از نامزدش رفته بود اما تنها ی که گرفتار شد آرمان بود.





خانه ای پُر از حس خوب زندگی

درخواست حذف اطلاعات

خانه آدم ها شبيه خودشان می شود؛ شبيه به خلق و خو، شبيه به روحیات و هم رنگ خودشان. بعضی ها دوست دارند خانه شان پر از رنگ های گرم و تیره باشد، برخی خانه ای سپید را می پسندند و برخی عاشق خانه ای پر از نور هستند.





بی ربط

درخواست حذف اطلاعات

_چرا کشتیش؟  ×دوستش داشتم. _آدم ی رو که دوستش داره نمیکشه! ×عاشق بدنش نبودم،دوستش داشتم،داشتن ابش می ! _کیا؟ ×اطرافیانش _خودش ازت خواست بکشیش؟ ×نه،خودش حس نمیکرد دارن تیکه تیکش میکنن! _تو از کجا میدونستی؟ ×از چشماش... _مز ف میگی،قصاص میشی،آ ین حرف،آ ین درخواست؟! ×سیگار....





اگر دوستش دارید

درخواست حذف اطلاعات

❌ اگر دوستش دارید به زبان بیاورید، پانتومیم که بازی نمیکنید از ترسِ باختن با اشاره میخواهید بفهمانید، شما واقعا دوستش دارید و به زبان نمی آورید و یکی از راه میرسد که بی هیچ عشقی تکیه کلامش "دوستت دارم" است، می آید ،میگوید، میبرد دلش را، و شما و میمانید و "دوستت دارم " هایی که در عطرِ پیراهنش جا مانده است...





زنی که به دوستش حسادت می کرد، ع های او را برای همسرش فرستاد

درخواست حذف اطلاعات

رئیس پلیس فتا تهران از شناسایی و دستگیری فردی که با تغییر چهره از دوستش اخاذی کرده بود خبر داد.





نقشه دختران ماساژور برای سرقت از پیرمرد پولدار

درخواست حذف اطلاعات

پیرمرد تاجر گفت: آن روز پریسا و دوستش که او هم مدعی بود ماساژور است به خانه من آمد اما هنوز دقایقی نگذشته بود که 2پسر جوان دیگر هم وارد خانه ام شدند که با دیدن آنها شوکه شدم.





حکایت نعمت هایی که داریم

درخواست حذف اطلاعات

مردی از خانه ای که در آن س ت داشت زیاد راضی نبود ، بنابراین نزد دوستش در یک بنگاه املاک رفت و از او خواست  کمکش کند تا خانه اش را بفروشد ، بعد از دوستش خواست تا برای بازدید خانه مراجعه کند.دوستش به خانه مرد آمد و بر مبنای مشاهداتش، یک آگهی نوشت و آنرا برای صاحب خانه خواند. "خانه ای زیبا که در باغی بزرگ و آرام قرار گرفته، بام سه گوش، تراس بزرگ مشرف به کوهستان، اتاق های دلباز و پذیرایی و ناهار خوری وسیع. کاملا دلخواه برای خانواده های بچه دار " صاحب خانه گفت دوباره بخوان  !مرد اطاعت کرد و متن آگهی را دوباره خواند و صاحب خانه گفت : این خانه فروشی نیست  !!!در تمام مدت عمرم میخواستم جایی داشته باشم مثل این خانه ای که تو تعریفش را کردی ، ولی تا وقتی که تو نوشته هایت را نخوانده بودی نمی دانستم که چنین جایی دارم.خیلی وقت ها نعمت هایی را که در اختیار داریم ، نمی بینیم چون "ب





زنی که به دوستش حسادت می کرد، ع های او را برای همسرش فرستاد

درخواست حذف اطلاعات

رئیس پلیس فتای تهران از شناسایی و دستگیری فردی که با تغییر چهره از دوستش اخاذی کرده بود خبر داد.





تو ندیدی مردم چه بلاها به سرم آوردند

درخواست حذف اطلاعات

چون خانم محمدی در بین معلم هایمان زیاد بود نامش را گذاشته بودیم"خانم محمدی چشم سبزه" آنقدر دوستش داشتم که موقع تدریسش چشم از ح .. رفتارش و تکان دادن دست ها و چشم هایش بر نمیداشتم آنقدر دوستش داشتم که یک روز بعد از مدرسه تعقیبش .. تا ببینم خانه اش کجاست و موفق شدم تا دروازه رشت بروم ولی چون از خانه ی مان خیلی دور شده بودم برگشتم. حالا بعد 6 سال با صورتِ افتاده و موهای سفید دیدمش ولی همان زیبایی همیشگی را داشت ! ... همان جا بود که معنی زمان را خوب فهمیدم و دانستم اگرهمه جای بدن پیر و زمخت شود "چشم ها" تنها قسمتی هستند که به همان زیبایی اولیه باقی می مانندمنبع: http://one-psychologist. .. /





عشق پدری

درخواست حذف اطلاعات

  از عشق مادر به فرزند زیاد گفته اند. اما از عشق پدری کمتر شنیده ام. پدر ها بیش از هر مردی عاشق دخترشان هستند. و تمام سختی پدر بودن در همین عشق است.  هر پدری مجبور است روزی بدون اینکه خم به ابرو بیاورد  دست دختری را که بیش از همه دوستش دارد  در دست یک مرد دیگر بگذارد. هیچ پدری حق ندارد از اینکه عشقش از خانه می رود شکایتی کند و باید حتی جشن بگیرد و  تبریک دیگران را هم با لبخند پاسخ دهد. برای همین است که وقتی دختر  از خانه می رود بعد از مدتی کمر پدر خم می شود کم کم سفیدی موهایش نمایان می شود و در انگشتان دستهایش لرزشی نامحسوس دیده می شود. اصلا به گمان من هر پدری که می میرد از عشق دختری است که  با جشن و پایکوبی از خانه اش می رود.  بیشتر سختی عشق پدر در این است که  پنهان است. هیچ پدری ه





دوست داشتن

درخواست حذف اطلاعات

گاهی اوقات مجبوریم از چیزایی که دوستشون داریم دست بکشیم... چیزی که تو دوستش داری،دیگران هم دوستش خواهند داشت...





72. مگر آدم چیزی به جز قلب ی که دوستش دارد می خواهد ؟

درخواست حذف اطلاعات

برایش نوشته بودم که اگر تا آ عمر هم نشد همدیگر را ببینیم ، غصه نخور . من قلبم را بین موهات بافتم و تو قلبت را در گوشه گوشه ی زندگی من جا گذاشتی . حالا چه اهمیتی دارد دیدن یا ندیدن همدیگر ؟ ما هرروز با قلب های هم زندگی می کنیم ، روح همدیگر را بغل می کنیم ، کنار خاطرات هم قدم می زنيم و با جای خالی جسم هم حرف میزنيم ، چه حاجت به بودن های جسم مان ؟ چه ترس از این که تو آن سر دنیا باشی و من این سر دنیا ؟ مگر آدم چیزی به غیر از قلب ی که دوستش دارد می خواهد ؟





انتقام مرگبار پسر 14 ساله از دوستش

درخواست حذف اطلاعات

پسر نوجوانی که برای کشتن دوستش، دو سال نقشه کشیده و سرانجام او را از پا درآورده بود، درحالی با حکم قضات دادگاه کیفری از قصاص گریخته بود که دیوانعالی کشور این حکم را نقض کرد.





محبوبم ( نامه ی شماره بیست و شش )

درخواست حذف اطلاعات

محبوبم! به قلبم فکر میکنم! به دست و دهان و پاهایم که بی تو ملول و بی استفاده اند! گاه اما پیرمردی می شوم که قلب بیمارش، دوستش دارد لرزش دستانش، دوستش دارد لکنت زبانش، دوستش دارد و دردِ پاها تنها دارایی اوست که تمامی ندارد! پیرمردی که از آ ایمرش راضی ست ولی اعضای تن اش سعی می کنند چیزی را به یادش آورند... | حمید جدیدی |





مشکل من و خیلیا

درخواست حذف اطلاعات

مشکل از اونجایی شروع شد که ناراحتیمون رو از ی که دوستش نداریم، سر ی که دوستش داریم، خالی کردیم(:





دونفره

درخواست حذف اطلاعات

+ شش سال است اینجا زند می کنیم و تاحالا نشده بود یک آلمانی مارا به خانه اش دعوت کند.... نیم وجبی هنوز ۴ سالش نشده تولد دوستش دعوت شده! + مهمانیِ تولد ۴ ساعتی طول می کشد و فقط بچه ها دعوتند. بچه شیر را می رسانیم خانه ی دوستش و فرصت خوبی می شود بعد از مدت ها ... من و همدست.... دونفری... بازویش را می رم و بی هدف توی خیابانها پرسه می زنيم ... بدون اینکه تمام حواسمان به این باشد که بچه شیر زمین نخورد... از ما فاصله ن رد... سردش نباشد گرمش نشود... گرسنه و تشنه نباشد.. جیش نداشته باشد و.... حس حرف می زنيم و شوخی می کنیم و می خندیم.... +زمان خیلی زود می گذرد ... تهِ قهوه هایمان را سر می کشیم و باعجله راه می افتیم دنبال موجود کوچکی که حالا دلتنگش شده ایم و جای شیطنت هایش بینمان خالی ست. منبع: http://bogzarbenevisam. /





دلنوشته...

درخواست حذف اطلاعات

دنیا را بد ساخته اند … ی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد … ی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری … اما ی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد … به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند … و این رنج است … امنبع: http://majid2012. /





آن ۵۷ روز لعنتی!

درخواست حذف اطلاعات

همشهری دو - فرزانه شهامت: «بچه ام است آ ، دوستش دارم... خیلی دوستش دارم. اگر یک ساعت او را نبینم می میرم...» «فاطمه» تقلا می کند تا مادرانگی اش را در ظرف کلمه ها جای دهد؛ اما دریا را که نمی شود در کاسه ای کوچک گنجاند.





ویدیو: خانه دوست کجاست؟

درخواست حذف اطلاعات

خانه دوست کجاست؛ یکی از مهم ترین آثار کارنامه عباس کیارستمی است. کیارستمی های متعددی با محوریت ک ن تولید کرده که مخاطب بسیاری از آنها بیشتر بزرگسالان هستند اما توان جذب گروه سنی کودک و نوجوان را نیز داشت. خانه دوست کجاست که سال 1365 توسط کیارستمی ساخته شده، یکی از این آثار است. یک بچه مدرسه ای متوجه می شود که دفتر دوستش را به اشتباه برداشته است؛ بنابراین از خانه بیرون می رود تا او را پیدا کند و دفتر را به او پس دهد، اما راهی دشوار و دراز در پیش است و فرصتی اندک. سکانس های طلایی این سینمایی را در «تابناک» می بینید.





سینا جان چرا با دختری که دوستش داری ازدواج نمی کنی؟

درخواست حذف اطلاعات

سینا جان چرا با دختری که دوستش داری ازدواج نمی کنی؟ سن تو الان به 26 رسیده و مریم هم 25 سالشه کارمند هم که هستی ماهی 1/200 حقوق می گیری مغازه هم داری ماشین هم داره مریم هم دختر خوبیه به من بگو چرا ازدواج نمی کنی چیزی هم که کم نداری حتی شنیدم مریم با باباش صحبت کرده که اون خانه را که نزدیک خانه شان دارند به شما بدهند تا از نظر خانه هم مشکلی نداشته باشید حالا بگو چرا ازدواج نمی کنی؟ راستش جان هم من هم مریم همدیگر را دوست داریم و میخیلی دلمان می خواهد ازدواج کنیم اما پدر من مخالف هست و میگه تو باید با دختر عمویت ازدواج کنی که هم پولدارتره هم قشنگتره هم فامیل هست اما من اصلا به مونا علاقه ای ندارم و فقط به مریم فکر می کنم چون رضایت پدرم برایم خیلی  مهمه هم من  هم مریم صبر می کنیم شاید خدا به دل عمو بیندازه و راضی به ازدواج ما بشه --- من میرم با عمویت صجبت می کنم انشالله که این وصلت ج





اسکار مقاومت

درخواست حذف اطلاعات

اسکار استقامت رو بدن به مقاومت در برابر ی که دوستش داری برای اینکه نشون بدی دوستش نداری





دلتنگشم

درخواست حذف اطلاعات

خیلی دلم گرفته.دلم خیلی براش تنگ شده.هم خودش هم عشقمون.دارم تحمل میکنم.خیلی داغونم.خیلی.اومدم بهش پیام بدم اما گفتم چرا باز اذیتش کنم.من دوستش دارم.اما این کارو بخاطر خودش دارم میکنم.بذار فکر کنه که من دوستش ندارم.اما من دوستش دارم.عزیزم خدا باهامونه.باصبر همه چیز درست میشه.مراقب خودتو عشقمون باشمنبع: http://pesmaliyeman. /





قهرمان بدنسازی، صحنه قتل دوستش را بازسازی کرد

درخواست حذف اطلاعات

ورزشکار کرمانی که در جریان درگیری با دوستش، او را به قتل رسانده بود صحنه این جنایت را بازسازی کرد.





قهرمان بدنسازی، صحنه قتل دوستش را بازسازی کرد

درخواست حذف اطلاعات

ورزشکار کرمانی که در جریان درگیری با دوستش، او را به قتل رسانده بود صحنه این جنایت را بازسازی کرد.





دوستش داشته باش...

درخواست حذف اطلاعات

لطفا دوستش داشته باش....ببین مثل آب روونه... ببین سنگاش چه خوش رنگ و دلفریبن از پشت آب زلال.... ببین چه قد مهربونه با گلا و درختا.... ببین چه قد پاک و معصومه.... ببین چه قد قوی و محکمه.... ببین چه قد قابل اعتماده.... ببین چه قدر شیرین و دوست داشتنیه... ببین چه قد ارزشش رو داره که دوستش داشته باشی... ببین که چه قدر دوستت داره... بیا دستش رو بگیر.... بیا باهاش تا آ دنیا بدو... زیر بارون...توی باد....تو جنگلا.... شونه به شونه اش بدو.... رهاش نکن به حال خود.... نذار تلخ و پژمرده بشه... حیفه.... به خدا حیفه.... حیفه این همه سنگ دلی و ندیدن...





مردی که 4 بار پای چوبه دار رفت

درخواست حذف اطلاعات

مرد جوانی با همدستی دو دوستش، مستأجر خانه پدرش را به خاطر سرقت 3 میلیون تومان کشت و بعد جسدش را در صندوق عقب خودرواش گذاشت و در بیابان های اطراف کیانشهر به آتش کشید.





دلتنگشم

درخواست حذف اطلاعات

خیلی دلم گرفته.دلم خیلی براش تنگ شده.هم خودش هم عشقمون.دارم تحمل میکنم.خیلی داغونم.خیلی.اومدم بهش پیام بدم اما گفتم چرا باز اذیتش کنم.من دوستش دارم.اما این کارو بخاطر خودش دارم میکنم.بذار فکر کنه که من دوستش ندارم.اما من دوستش دارم.عزیزم خدا باهامونه.باصبر همه چیز درست میشه.مراقب خودتو عشقمون باشمنبع: http://pesmaliyeman. /