رسانه
رسانه

693-دلم بس تنگ است



693-دلم بس تنگ است

درخواست حذف اطلاعات

توی راه  داشتم فکر می من نه قدرِ الان که به عبارتی و به باور عموم دنیای واقعیه خندانم و نه قدرِ وبلاگم غمگین و نه حتی اندازه ی اینستاگرامم معمولی. من همه ی اینام. اونقدر زیاد و شدید که بعضی وقت ها "آی سیز تو بی".

یادِ همه چیز افتادم. یا همه چیز یادم افتاد. کمی زودتر راه افتادن سمتِ مدرسه ی راهنمایی به امیدِ آنکه شاید... :)، منتظرِ آ هفته ها بودن، یدن، خود را به غضه نخوردن زدن! و دقیقا از همون جاها دیگه هیچی خیلی قشنگ نشد.

+اینجا دیگه طعم خونه نمیده. برای همین چیزاس که شاید همین زودیا ببندم و برم. مثل همیشه که بستم و رفتم.

++رعد میزنه

+++آه باران باران :)