رسانه
رسانه

قربانی مصلحت شی ها و کج فهمی ها



قربانی مصلحت شی ها و کج فهمی ها

درخواست حذف اطلاعات

دین که ا ین وکاملترین دین درمیان ادیان الهی است بیش از انکه زمینه سازاتحاد و همدلی وبرادری  درمیان مسلمانان باشد متاسفانه شاهدیم که سبب ایجاد اختلاف و دشمنی و جنگ و برادرکشی میان مسلمانان گردیده است انچنان که میتوان گفت امروزه مسلمانان دشمنی بدتر از خود ندارند و نیز دشمنی بدتر ازمسلمانان ندارد. 

اگربخواهیم منصفانه تحولات سالهای اخیر در خاورمیانه را بنگریم بخوبی میتوان فهمید که درحال قربانی شدن است و شرایطی بحرانی دارد واگر مسلمانان اقدامی جدی برای وج از بحران انجام ندهند چندان دوراز ذهن نخواهدبود که این دین بزرگ برای همیشه قربانی شود و مسیرآن به بن بست منتهی گردد. این مساله چند وجهه دارد. نخست باید بدانیم که چه انی خواهان نابودی دین هستند وهدفشان چیست؟ مساله ی دیگر آن است که آیا راه حلی برای وج از بحران وجود دارد یا این معظل بزرگ لاینحل است؟ ا

اگر بخواهیم دشمنان را بشناسیم کار چندان سختی نیست.بی شک بزرگترین دشمن یهودیان صهیونیست هستند که دشمنی آنان با به صدر باز میگردد و واقعیت این است که آنان تاکنون  توانسته اند باموفقیت هر بلایی که میخواستند برسر بیاورند و بزرگترین ضربات رابه وارد ساخته اند. یهودیان دشمنانی بسیار زیرک وحسابگرند. آنان با داشتن تجربه ای چندهزار ساله بخوبی میدانند که چگونه میتوانند اه شان راعملیاتی سازند .آنان باصرف هزینه های هنگفت و برنامه ریزی دقیق اه بلند مدت خودرا دنبال  میکنند و غالبا بگونه ای عمل میکنند که ردی ازخود بجا نگذارند و نقش خودرا پنهان سازند. آنان به چند دلیل روشن خواهان نابودی و ایجاد تفرقه و اختلاف ودشمنی درمیان مسلمانان هستند.

 ١- مسلمانان مجبور خواهند شد تمرکز و وقت وانرژی و منابع خود راصرف جنگ با دیگر مسلمانان کنند.

٢-مسلمانان بجان هم بیفتند و یکدیگر را ازبین ببرند و نیازی نباشد که یهودیان خودشان مستقیما بامسلمانان وارد جنگ شوندو موجبات خشم ونفرت مسلمانان را فراهم سازند چراکه در آنصورت احتمال شکل گرفتن  اجماعی ی برای نابودی وجود دارد.

 ٣- وقتی مسلمانان مشغول جنگ و دشمنی بایکدیگرند حاشیه ی امنیت بیشتری خواهد داشت.

 ٤- نزد افکار عمومی جهانیان بعنوان دینی ناکارآمد و ترویج گر خشونت و جنگ معرفی میگردد و بدین شکل از خطر گسترش در غرب جلوگیری میشود و غربیان از تنفر پیدا میکنند.

٥-در ماراتن تسلیحاتی که در منطقه بوجود میاید کمپانی های عظیم فروش تسلیحات به سود هنگفتی دست خواهند یافت.

 ٦-با ناامن شدن منطقه حضور قدرتهای بزرگ در خاورمیانه توجیه خواهد داشت و آنان قادر خواهند بودبا هزینه ی خود کشورهای منطقه حضوری پررنگتر داشته باشند. اینها چند دلیل عمده برای نشان دادن دلایل دشمنی یهود با هستند. تردیدی نیست که یهودیان توانسته اند به لطف ل های قدرت که دراختیار دارند بسیاری از سران کشورهای مسلمان را ازمیان افرادی که خودفروخته اند به قدرت برسانند . دراین بازی قدرت دقیقا مشخص نیست که دوست ودشمن واقعی کیست. بسیاری از مدعیان  تنفر ازآل یهود در دستشان در دست آنان است و اقداماتشان بگونه ای است که همواره منافع   را تأمین میکند هرچند که کلامشان نشان از دشمنی ونفرت انان ازیهودیان دارد

حال بنظر شما امیدی برای پایان دادن به اختلافات میان مسلمانان وجود دارد یا خیر؟آیا راه حلی برای حل این معظل بزرگ ودیرین وجود دارد؟ البته که وجود دارد هیچ مشکلی نیست که راه حلی نداشته باشد اما مساله اینجاست که آیا ان و بزرگان مذاهب و فرقه های ی واقعا خواهان پایان دادن به اختلافات هستند یا نه؟ آیا آنان حاضرند بخاطر نجات ومسلمین از منافع و مصالح خود چشم پوشی کنند ؟آیا دغدغه ی آنان است یا نگران ازدست دادن موقعیت و جایگاه خویشند؟ ازآنجا تاکنون هیچکاه شاهد اراده ای محکم از سوی ان دینی و مجتهدین ومفتیان و بزرگان مذهبی برای ایجاد وحدت دیده نشده است میتوان پی برد که آنان بیش ازانکه بفکر باشند بفکر مصلحت خویشند ویا درفکر نابودی ند. کم نیستند آنوسیانی که خودرا متعصب و  مسلمان دوآتشه معرفی میکنند درحالیکه یهودیان آنوسی هستند که به قصد ضربه زدن به نقش بازی میکنند و این یکی از اساسی ترین حربه های یهود برای ضربه زدن به بوده وهست. اگر واقعا اجماعی درمیان بزرگان و ان مذهبی بوجود اید وآنان خواهان حل اختلافات باشند لازم است ابتدا بپذیرند که هر اقدامی که به ایجاد وحدت کمک میکند را بپذیرند. در قدم بعدی میبایست همه ی مذاهب وفرقه های ی از نقطه ای که درآن قرار دارند عقب نشینی کرده و تا جائی که همگان در مورد آن اتفاق نظر دارند به عقب نشینی ادامه دهند. این عقب نشینی قرار نیست در زمینه ی نظامی یا جغرافیایی صورت بگیرد بلکه باید در زمینه ی عقیدتی وایدئولوژی عقب نشینی کنند. چندین قرن است که آنان هرچه درتوان داشتند برای اثبات حقانیت خود انجام دادند. اگر این تلاش آنان برای مسلمانان سود ومنفعتی داشت لابد تابحال از سود آن بهره مند شده اند واگرهم بی فایده بوده که ضرورتی برای ادامه آن وجود ندارد. مساله اینجاست که قرنهاست هرکدام خود رابرحق میدانند ودیگران را گمراه و هیچ کدام هم حاضر نیستند از مواضع خود کوتاه بیایند. این رفتار تابحال جز بروز اختلاف ودشمنی میان مسلمانان چه نتیجه ای داشته است؟ یکی از مهمترین عوامل بوجود آورنده ی اختلاف میان مسلمانان مقوله ی تاریخ است. اتفاقا تاریخ هم تحفه ی یهودیان برای مسلمانان بوده است .بایدتوجه داشت که تاریخ علمی قطعی و خالی از ایراد نیست و تعصب نشان دادن درزمینه ی تاریخ نشانه ی درک سطحی افراد از مقوله ی تاریخ است .هیچ مورخی را نمیتوان یافت که به میزانی ازعلائق وسلائق و دیدگاههای شخصی و مصلحت شی را در مطالب خود لحاظ نکرده باشد. اما متاسفانه بسیاری از مسلمانان بگونه ای درخصوص مسائل تاریخ تعصب نشان میدهند که گویی وحی منزل است. جالب اینجاست که همه ی مسلمانان نیز از حجم گسترده ی جعلیات و دروغ پردازی و تحریف وتاریخ سازی که در تاریخ وارد گردیده آگاهند و این مساله چیزی نیست که بر ی پوشیده باشد با اینحال گوئیا خود رابه نفهمی میزنند واز تاریخ چماقی ساخته اند وبا آن یکدیگر را میکوبند. وقایع تاریخ  مقوله ای کاملا جدا از دین است واین یکی از بزرگترین اشتباهات مسلمانان است. با مقدس شمردن  ائمه در واقع زمینه رابرای تعصب  وگمراهی مسلمانان فراهم نموده و باعث ایجاد حساسیت در خصوص مسائل تاریخ گردیده است. باید نگاهی فرامذهبی داشته باشیم. آنچه آن بزرگواران در گذشته انجام داده اند و تمام خدماتی که  به کرده اند بی شک ارزشمند وقابل احترام است اما همه ی آن اتفاقات مربوط به تاریخ است. ببینید که ایا تاریخ مشکلی از مسلمانان حل میکند؟ایا تاثیری در دیانت مسلمانان دارد؟ایا تعصب تاریخی ثو برای ما دارد؟ایا جایگاه ومرتبه ی معنوی ما را بالا میبرد؟ایا با تعصب نشان دادن درخصوص تاریخ لطفی به آن بزرگواران کرده ایم؟ تصور کنید درزمان حال اکرم(ص) دوباره ظهور میکرد ویکبار دیگر رابا همان کیفیت صدر  عرضه میکرد. آیا در ان صورت مذاهب بازهم جایی در داشتند ؟ باید از به همان میزانی که درزمان حیاتشان  عرضه نمودند کفایت کنیم. مگر از مسلمانان چه میخواهد؟آیا چیزی جز انجام کارهای نیک ودوری جستن از گناه وانجام فرائض دینی از ما میخواهد؟اگر ی در همین حد مسلمان باشد آیا مسلمانی او ایراد دارد و یا ناقص است؟ وقتی همه ی مسلمانان در اصول اساسی اتفاق نظر دارند چرا باید با دامن زدن به غیرضروریات فرصت درامدن همه زیر پرچمی واحد بنام پرچم را ازدست بدهیم ؟

درفرصتی دیگر بیشتر و دقیق تر به این موضوع خواهم پرداخت. خوشحال میشوم چنانچه دوستان نظری دراین خصوص داشته باشند بفرمایند. 

یا حق