رسانه
رسانه

452 : بیتی



452 : بیتی

درخواست حذف اطلاعات

خب امروز شروع شد. یه عالمه کار دارم باید کتاب ششم رو شروع کنم. زبان رو هم ادامه بدم اصلا دوروز انجامش ندم عقب میمونم. یه عکاس رو کارهاش رو ببینم. شاید هم بزارم توی برنامم. جدیدن و موزیک های زبانهای دیگه رو میخوام بیشتر ببینم که گوشم عادت کنه هر چند که سخته و کاملا اشتباه هم میشنوم بعضی وقتا یا نمیتونم تشخیص بدم ولی از روی زیر نویس با همون زبان یا متن اهنگ که نگاه کنم میفهمم. راستش اینجوری خیلی بیشتر ادم یاد میگیره بعدم انگار میره تو ناخودآگاهت. من اصلا نمیتونم یه لیست لغت دستم بگیرم حفظ کنم هرچی تلاش کنم کمتر نتیجه میگیرم:) و برم ید (این بخش زیاد خوشم نمیاد واقعا :دی).

دیگه این که فردا پایان نامه بیتا و بچه هاست. اینم تموم شد. و تمام چهار سالی که گذروندیم رفت تو خاطراتم. یعنی از اولین روزی که با بیتا تو مترو بودمو سین جینم میکرد ٤سال گذشت ؟ چقدر اون روز رو اعصابم بود :) فکر نمیکردیم با هم دوست شیم اصلا چی شد؟ شاید از باغ نگارستان شروع شد نه؟ هرچند که همو میبینیم باز، اما دلم برای روزامون تنگ میشه. برای دعواها و تو سرو کله زدنمون. واسه عکاسی مون. انتخاب واحدها. خندیدنامون. تا خونه رفتنامون تو گرما و سرما چه داستانهاکه نگذروندیم چه چیزا که ندیدیمو نشنیدیم :)مثل اون مرده تو زین الدین:/ یا اون زنه تو اتوبوس قائم که به من گفت زشتو میمون به تو هم گفت دندوناتو درست کن بیچاره چقدر حالش بد بود که سر ما خالی کرد و یه عالمه از اینا که بعضیاش خوبن بعضیاش بد اما حالا به تمامشون میخندیم. با هم زندگی کردیم. درسته زود تموم شد اما ادم فکر که میکنه میبینه انگار ده سال گذشته.وقتی میرفتیم سوار ون مترو فدک با کرایه هفتصد تومن میشدیم و الان که با مترو حسین اباد جدید احداث شده بر میگردیم :دی .چه سوتی هایی که ندادیم. درسته از یه جایی انگار کم کم متفاوت شد کارمون رویاها و خواسته هامون کم کم شناختیم خودمونو و واسه عکاسی ولی امیدوارم جفتمون بتونیم درست کار کنیم. موفقیتت خوشحالم میکنه بیتی دلم میخواد به اونی که میخوای برسی و شادیهات واقعی و از ته دل باشن و ناراحتی ها و غم ها هم محکم و قویت کنن و اگه اشتباهیم میکنی که این امری اجتناب ناپذیره ازش درس بگیری و نترسی. همه چی شروع قراره بشه تازه، اینو یادت بمونه که وارد مرحله جدیدی میشی که هیچی درواقع تموم نشده و خیلی مهم تر از چیزیه که گذروندی باید از تجربیاتت استفاده کنی .

چقدر طولانی شد انگار براش وصیت نامه نوشتم :دی