رسانه
رسانه

حکایت نامه



یاکریم و یا رب

درخواست حذف اطلاعات

کرامــــتش بـــه غربتــش نمـی رسد

و دســت هـــم به تربـتش نمی رسد

چقدر از تو کم غزل نوشته اند 

لــــب تـــــو را پـــر از عسل نوشته اند

به معرکه کم از علی نداشتی 

سپـــــاه و لـــــشکری ولـــی نداشتی

تــــو را یکـــــی دو روز قـــبل عید کشت

زنـــــت تـــــو را بــــه خـاطر یزید کشت




امشب با سعدی

درخواست حذف اطلاعات
جمع نمیشود دگر انچه تو میپراکنی



سنه نود وشش

درخواست حذف اطلاعات
ب وعرض ادب خدمت دوستان ، امیدوارم سال پرخیر وبرکت را داشته باشید



اوست نشسته در برم

درخواست حذف اطلاعات
إِلَهِی وَ رَبِّی مَنْ لِی غَیْرُکَ أَسْأَلُهُ کَشْفَ ضُرِّی وَ النَّظَرَ فِی أَمْرِی ای خدا ای پروردگار جز تو من که را دارم تا از او درخواست کنم که غم و رنجم را برطرف سازد و به مآلم از لطف توجه کند هوای دلم چون هوای اهواز است صاف که هست خاکی است باران که می اید گلی میشود



بنیش برلب جوی و گذر عنر ببین

درخواست حذف اطلاعات
روی زمین هیچ چیز قطعی نیست، و معنای چیزها، با وزیدن بادی تغییر می کند.. و باد دائما می وزد، چه بدانید و چه ندانید...



ای عشق

درخواست حذف اطلاعات
چو مغروران بی منطق ،مگواز عشق بیزارم که ناگه میزندبر دل ، شگرد او شبیخون است



امروز با سعدی

درخواست حذف اطلاعات
تو که یک روز پراکنده نبودست دلت صورت حال پراکنده دلان کی دانی



یازهرا

درخواست حذف اطلاعات
این نقش دست کیست که مبهوط مانده ام؟



امروز با سعدی

درخواست حذف اطلاعات
تو که یک روز پراکنده !نبودست دلت صورت حال پراکنده دلان کی دانی؟



پرعشق

درخواست حذف اطلاعات
با پر عشق گر ی رفت عین بقاست وگفت اگر از شما درباره روح پرسیدند بگو امر من است وبه امرعقل ، دل به دریا اتش زدند وجاودانه شدند



مصیبت

درخواست حذف اطلاعات
مشکل از سبک عراقی و اسانی نیست همه با قافیه “عشق” مصیبت دارند …!



بادیگران

درخواست حذف اطلاعات
نگو بار گران بودیم و رفتیم نگو نامهربان بودیم و رفتیم نگو اینها دلیل محکمی نیست بگو با دیگران بودیم و رفتیم



پناه ا

درخواست حذف اطلاعات

پناه ا ت ای جان ! نم چشم و دل تنگ است/ علاج دیدن یاران رباب و باده و چنگ است

چه شبها از پی یوسف ، پدر خونبار می نالید / که این بستان بدون او سیاه و تیره و تنگ است

ولی با بوی روی او جهان ی ر گلستان شد / دو چشم خوفنشانش هم به لطف حق مداوا شد

 دلت را مفت بخشیدی و ا هم نفهمیدی / ره عشاق تاریک و سیاه و تیره و تنگ است 




رمضانیه

درخواست حذف اطلاعات

حس عجیبی است 

از اول بوی ا ش را میدهد

شوق پرواز ، سنگینی گناه ، امید رسیدن ، پایبندی دنیا

من و اینهمه تناقض

تو و این همه رهایی  

انگار مسافر این کشتی نیستی 

باید باز بمانی و به عرشه خیره شوی 

تا شاید بار دیگر ...




با کریمان کارها دشوار نیست

درخواست حذف اطلاعات

ما چاره عالمیم 

   و بیچاره تو ....




بکوش که صاحب خبر شوی

درخواست حذف اطلاعات

خبر ش بگو 

       که جانم 

           بدهم به مژدگانی ...




زاده پائیز

درخواست حذف اطلاعات
چشم بر در
که تو از راه رسی،
حضرت عشق


به منِ
زاده‌ی پاییز
سلامی ی...



شبان

درخواست حذف اطلاعات
شبان اهسته میگیریم که شاید کم شود دردم تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید..



ش ته

درخواست حذف اطلاعات
جامی ش ته دیدم در بزم می فروشی.... گفتم بدین ش ته چون باده میفروشی؟... خندید و گفت زین جام جز عاشقان ننوشند.... مستِ ش ته داند قدر ش ته نوشی...!



(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات
با پر عشق گر ی رفت عین بقاست وگفت اگر از شما درباره روح پرسیدند بگو امر من است وبه امرعقل دل به دریا اتش زدند وجاودانه شدند