رسانه
رسانه

چهارشنبه



آقای کا سند- 12

درخواست حذف اطلاعات

سلام

امروز بلا ه.......................... بستری شد...

و من....



پی نوشت: حواسم به همه ی حرفهایی ک بهم زدی هست. حواسم هست که هرچیزی یه "تا" داره...

و هرچیزی یه "دلیل بوجود آمدن" داره...

و...






خدا را شکر مولایم علی شد

درخواست حذف اطلاعات




حقیقه النقطه البائیه و اصل الحیات المائیه و سر الله الاعظم و الله الاتم و اب الاولیا و مقصد العرفاو النجم الثاقب. مولانا علی ابن طالب




خونِ شهید

درخواست حذف اطلاعات

سلام

یه گزارشی گذاشت شبکه ی دو از ماجراهای حج 94 و بازگشت و خاطرات حجاج امسال (96)...

مثل همون موقع و با همون داغ، زار زدم زار زدم زار ردم...

این زخم چنان عمیق و دردناک بوده که فکر نمیکنم هرگز یام پیدا کنه...

آخ...




آقای کا سند - 10

درخواست حذف اطلاعات

سلام

دو روزه که با صداهایی که میشنوه، یهو از خونه میزنه بیرون.

و ...

ساعتها بعد برمیگرده.

منتظره که بیان ببرنش..

و برای من وقتی حرف میزنه، گریه میکنه...

تو اسطوره ی من بودی مرد...... چرا گریه میکنی آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟..



خدایا، به حق المونین به حق امروز به حق این ساعتها... خدایا، کمکم کن. کمکش کن...

خداااااا...


مدد به غیر تو ننگ است یا علی مددی




آدم باش

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



آقای کا سند- 11

درخواست حذف اطلاعات

سلام

تا عصر موند خانه. و عصر یه پیامک دید و باز زد بیرون...

و ناله و زاری مادرش...

و تماسهای پشت سر هم...

و دو ساعت بعد، دوباره زنگ زد و ضجه میزد و شیون میکرد پیرزن...

بوسیدم و خداحافظی کرد و رفت...


یعنی لباس به تن المونین نذاشتم من توی این عید غدیری... یعنی اونقدر دامنشون رو چنگ زدم که شد...

خدایا چه کنم من؟؟؟

و الهام رسید...

پیام به مهناز و ، و برای فردا وقت اورژانسی گرفتم.

و ...

خدایا کمکهات رو قطع نکن. واقعا هیچ کاری از من بر نمیاد اگه تو نباشی و هدایتم نکنی

آه خدایا...

دوستت دارم ...


یا علی مددی...


پی نوشت:

مریم میگه طرز حرف زدنت باهاش دقیقا شبیه یه دوست صمیمی با یه پسر بچه ای هست که ازش بزرگتری. و او هم مثل یه پسر بچه ی حرف گوش کن، دقیقا به حرفهات گوش میکنه و بهت پناه آورده..

یا خدااا... پناه ما باش




کلام علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات

سلام

...

شما از دنیای خود به دو جامه ی فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است،

بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید، اما با :


پرهیزگاری،

تلاش فراوان،

پاکدامنی،

راستی

مرا یاری دهید.


المونین علی علیه السلام




تنبیه روحی

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



یک توضیح ِ شاید اضافی!

درخواست حذف اطلاعات

سلام

بعضی وقتها که پستهای توی صندوق زیاد میشه، یعنی سرو صداهای توی سرم اونقدر زیاد شده که نوشتنهای روی کاغذ و با سایر کارهایی که آموخته ام برای کنترلشون، دیگه جواب نمیده.

عدر میخوام که خصوصی اند!!




کلام علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات

سلام

...

شما از دنیای خود به دو جامه ی فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است،

بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید، اما با :


پرهیزگاری،

تلاش فراوان،

پاکدامنی،

راستی

مرا یاری دهید.

المونین علی علیه السلام




گفتگوی کودکم و بالغش

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



the dragon and the wolf

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



دیوانه ای تو

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



بیمه عمر

درخواست حذف اطلاعات

سلام

بلا ه بعد از سالها پرس و جو و گشتن و پشت گوش انداختن (حتی!) بلا ه در تاریخ امروز... 96.6.13 خودم رو بیمه .

بیمه پاسارگاد رو انتخاب .

توی پروسه ی انجام کار هم کلی تحقیق و بلا ه انتخابش .

اولین و مهمترین و اصلی ترین هدفم برای این کار، ایجاد یک پشتوانه ی مطمئن برای آینده ی زندگی م بود.

وقتی هیچ ضمانت و پشتوانه و آینده ی روشنی رو پیش رویت نمیبینی، به نظرم آمد که این راه خوبی هست.

و البته خیلی هم برام مهم بود که بابت پرداخت ماهانه ش خیالم راحت باشه و قرار نباشه که هر ماه به استرس بیفتم که از کجا بیارم و پول بیمه رو بدم. و با همکاری مامان و بابا، یک درصدی از اجاره ی خانه ام، به این مسأله اختصاص پیدا کرد.

خداوند برکت دهاد که چشمم به سمت اوست.

یا علی




got

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



نرجسِ هادی جان

درخواست حذف اطلاعات

سلام

همیشه این جور مواقع به یه حس عجیب ِ سردرگمی دچار میشم.

اینکه، نمیدونم کدومشون رو بیشتر دوست دارم.

اینکه هِی یکی یکی میان جلوی چشمم رو دیگه نمیتونم چشمم رو ازشون بردارم... و بعد بعدی و بعدی و بعدی...

حس عجیبیه...

فقط اینو میدونم که به طرز عجیب غریبی و حدی که بی حدِ همشون رو خییییلی دوست دارم. و برخی رو بیشتر ;))

غرض اینکه، از ب که توی حال و هوای تولد هادی جانم افتاده ام، رفقا برام تبریک میفرستند که :" تولد عشقت مبارک"... و اونها میدونن حال منو برای سامرا و در سامرا و .....

حسم نسبت به هادی خیلی خیلی با بقیه ی ها فرق میکنه.

اگه نبودند، کی منو می ید؟

کی اسم مادری م رو توی مملکت و قوم غریب برام انتخاب میکرد؟

کی برام معلم خصوصی میگرفت که لایق خانوادشون بشم؟

کی من رو من میکرد؟؟

یه حالی ام هااا...

امروز فقط دعا : لطفا منو ید همون "نرجس" ی که پسندیدیدش برای خودتون... و چه پسندیدنی....

عااااخخخخ.....

ب انتم و امی و اهلی و مالی و اسرتی

فما احلی اسمائکم...

آخ........





آخه چرااااا؟؟؟ :(((

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



برو تست بده

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



دیوانه

درخواست حذف اطلاعات

سلام

دیوانگی یعنی، زیر و رو کرده باشی گوشی و اینترنت و دوستان مطلع و دنیاااااا رو... تا آهنگ گوشی ت رو ی... ....

...

...

...

آخ...

کجاشو دیدی جناب جان ;)


پی نوشت:

هنوز موفق نشده ام!

ولی میشم...

+ دلتنگیم جناب

96.6.3 صبح




کیک

درخواست حذف اطلاعات

سلام

کیک هام دیگه برند شده اند.

درسته که از نوجوانی اینکاره بودم. اما تاریخ شروع دوباره رو از کیکِ مخفیانه ی شب امتحان دی ماه... محسوب میکنم...

فعلا در حال تمرین بیشتر هستم برای دی ماه پیش رو...


نوش جان